*یکی از بدترین لحضات زندگی من وقتیه که آقای معلم عربی کلاس کنکور احساس می کنه که بچه ها خسته اند و برای رفع خستگی یکی از خاطرات جوونیشو تعریف می کنه که به غایت بیمزست و خندیدن به زور اونم با صدای بلند اونم موقعی که دوست داری از خستگی بشاشی وسط کلاس عربی وحشتناک ترین کار دنیاست!!
خدایا به داد ما برس......
من دوست دارم
به خدا راست می گم
*امروز قبل از شروع کلاس ادبیات منو مریم درس نخونده بودیم و به خودمون امیدواری دادیم که استاد از ما نمی پرسه
منم گفتم من به خدا می گم اون مارو دوست داره یه کاری می کنه استاد درس نپرسه............ولی وقتی سلامی منو مریمو بلند کرد یه نگاه بهم کردیمو منم یه چپ چپ به خدا
بعدم تصمیم گرفتم درسامو کامل بخونم که مجبور نشم بهش التماس کنم که خیطم کنه!
۲۰۰۸/۱۰/۵
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)

0 می خوای نظر بدی؟:
ارسال يک نظر